تبليغاتX
ترشحات ذهن آشفته ی من
دوباره سلام

میخوام از این به بعد اگه عمری باقی موند وخدایاری کرد تو این وب داستان بنویسم

بستگی به میزان بازدید و نظرات داره البته

فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 21:41  توسط عسل تلخ  | 

تعفن

تعفن

تعفن

کاش همون حسرت زمزمه و ورد لبهام بود اما این روزا هر ثانیه آآآآآآآآآآآآآآه میکشم و  از تهه دلم میگم : تعفننننن

!!!!

آخخخخخخ حالم داره به هم میخوره از این بوی گند! از این تعفن

همه چیز بوی تعفن میده

همه چیز تهوع آوره

عق میزنم

عق میزنم

یادش بخیر قدیما مادربزرگم میگفت موقعی که عق بزنی حالت بهتر میشه و سبک میشی اما حالا هرچی عق میزنم سنگین تر میشم

بیشتر حالم به هم میخوره از همه چی

حالم به هم میخوره از این زندگی

از این آدما

از این شهر

از این دنیا

حالم به هم میخوره از فاحشه هایی که خودشونو مثل عروسکای تو ویترین عروسک فروشیا درست کردن و تو خیابون منتظرن

تو اولین نگاه قشنگن اما یه کم که بیشتر دقت میکنی می بینی چقدر زشتن

چقدر تهوع آورن

لباساشون موهاشون آرایششون چهره اشون بوی عطرشون که بوی تعفن میده

همه چیز نفرت انگیزه

خدای من

واقعا چه لذتی داره تن فروشی؟خود فروشی؟چقدر تهوع آوره که آدما دست به خود فروشی میزنن

کم مونده رو پیشونیشون یه کاغذ بزنن و روش بنویسن: فروشی مدل 68!!!

آخه چرا؟جالبه که جسم و روحشونو مفتتتتتتتتتتتت میفروشن و اگه بهشون معترض بشی یا یقه تو میگیرن یا کلی یاوه بافی میکنن که توجیحت کنن کارشون غلط نیست

هه

خودشونو گول میزنن

یه کم میری جلوتر

ژنده پوش های ژولیده ای رو می بینی که یا گوشه ی جوب کنار خیابو افتادن و دارن جون میدن یا مردن و بوی تعفن جنازه اشون مردمو آزار میده یا اینکه توی سطلای زباله دنبال غذا میگردن

دلم میخواد برم یقه اشونو بگیرم و تو صورتشون عق بزنم تمام عقده هامو

آخه چرا؟به چه قیمتی؟هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟خوشبختی رو از خودت و زن و بچه ت گرفتی که چی؟که بشی این؟گند زدی به جوونیه خودت به سلامتی خودت ! شادی رو از زن و بچه ت گرفتی که این بشه عاقبتت؟

غیرت و شعور و مردونگی و ناموس و شرف و آبروتو زن و زندگی و خانواده و خوشبختی رو لگدمال کردی

که تو سطل زباله دنبال غذا بگردی؟

ما داریم کجا زندگی میکنیم؟

شهرمون بوی تعفن میده

اینجایی که ما توش زندگی میکنیم دنیاس یا یه زباله دون بزرگ به اندازه ی همه ی ما عروسکای گِلی که

اسممون آدمه؟

حالم داره از بوی تعفن به هم میخوره

عق میزنم

عق میزنم

سنگین میشم

سنگین و سنگین تر


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 23:18  توسط عسل تلخ  |